الشيخ المنتظري

461

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

صورت مى گيرد همه اش اعلام دنياست به اين كه با ما متاركه مىكند ، مرگها و تصادفاتى كه هر روز مى بينيم همه اعلام است ، به قبرستانها كه مى رويم مى بينيم كسانى كه امير بودند ، كاخ و زندگى مرفّه داشتند ، اميدها داشتند ، همه را گذاشته و رفته اند ، اين مردن ها و رفتن ها همه اعلام است . نقل شده كه حضرت على ( عليه السلام ) در شعرى راجع به دنيا مى فرمايد : « رأيت الدّهر مختلفاً يدور * فلا حزن يدوم و لا سرور و قد بنت الملوك به قصوراً * فما بقى الملوك و لا القصور » ( 1 ) يعنى ديدم روزگار را كه با حالات مختلف در گردش است ، نه غصه دوام دارد و نه سرور و خوشحالى . پادشاهان قصرهاى بزرگى در اين روزگار ساختند ، پس نه شاهان باقى ماندند و نه قصرهايشان . حضرت لقمان به فرزندش نصيحت مىكند مى فرمايد : « يا بنىَّ إنّك منذ سقطت الى الدّنيا استدبرتها و استقبلت الآخرة ; فدار أنت إليها تسير أقرب إليك من دار أنت عنها متباعد » ( 2 ) فرزندم از همان وقتى كه در اين دنيا افتادى به آن پشت كرده اى و به طرف آخرت مى روى ، پس خانه اى كه به طرف آن سير مى كنى - كه عالم قبر و قيامت باشد - به تو نزديك تر است از خانه اى كه پشت سر گذاشته اى و از آن دور مى شوى . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

--> 1 - منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 5 ، به نقل از ديوان منسوب به حضرت على ( عليه السلام ) 2 - بحارالانوار ، ج 13 ، ص 411 ، حديث 2 ; از تفسير قمى ، ج 2 ، ص 165 ، در تفسير سوره لقمان